الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
391
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
پيامبر را بر شترى سوار كرده بودند ، اين جنگ « جنگ جمل » ناميده شد ، مقاومت لشكر مخالف ، در اطراف شتر « عايشه » بسيار سرسختانه بود . امام ( ع ) فرمود : « تا شتر سرپاست جنگ ادامه خواهد يافت شتر را پى كنيد » چنين كردند و شتر از پا در آمد و جنگ به پايان رسيد ، « طلحه » و « زبير » هر دو به قتل رسيدند ( طلحه در ميدان جنگ به وسيلهء يكى از همرزمانش يعنى مروان ، و زبير در بيرون صحنه ) و روز اوّل « ماه رجب » بود كه امير مؤمنان على ( ع ) « عايشه » را به خاطر احترام پيامبر ( ص ) محترمانه به مدينه فرستاد . در اين جنگ به گفتهء بعضى ده هزار نفر و به روايتى هفده هزار نفر از طرفين كشته شدند و با اين ضايعهء عظيم نخستين مخالفت جدّى ، در هم شكسته شد و مسؤوليّت آن بر گردن آتش افروزان جنگ قرار گرفت . « 1 » ب - جنگ صفّين بعد از پايان « جنگ جمل » على ( ع ) به « كوفه » آمده ، به « معاويه » نامه نوشت و او را دعوت به بيعت و اطاعت نمود ، ولى « معاويه » از پاسخ دادن تعلّل ورزيد و در مقابل ، مردم شام را به خونخواهى « عثمان » دعوت نمود ، حتّى بعضى را مأمور كرد كه در همه جا اعلام كنند قاتل « عثمان » ، « على » ( ع ) بوده است و سرانجام در پاسخ يكى از نامههاى « على » ( ع ) به آن حضرت اعلام جنگ داد و مردم شام را براى اين كار بسيج كرد . « على » ( ع ) پيش دستى فرمود و مردم « كوفه » را براى رفتن به سوى « صفّين » بسيج نمود ، اكثريّت قريب به اتّفاق مردم ، دعوتش را پذيرفتند و حركت كردند . امام ( ع ) سپاه خود را به لشكريانى تقسيم كرد ، بر هر لشكرى اميرى گذاشت و وظايف هر كدام را تعيين نمود . امام و لشكريانش هشت روز قبل از پايان محرّم سال 37 به « صفّين » رسيدند و آنها بيش از يك صد
--> ( 1 ) آنچه در بالا آمد عمدتا از تاريخ كامل ابن اثير ، جلد 3 ، تلخيص و اقتباس شد .